ماه مبارک رمضان ، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده میدرخشد، فرصتی است تا از دریچهای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیدهاند، نهتنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیهاش پنجرهای بهسوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی میگشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسلهگفتوگوهایی بهمناسبت این ماه با علیاکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره چهارم به بررسی شرایط اثرگذاری انذار و بشارت در آیات ۱۰، ۱۱ و ۱۲ سوره یاسین و پیامهای کاربردی این آیات براساس تفسیر حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی میپردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سورههای یس و قدر آشنا میکند.
در ابتدا نکاتی را که درباره دو آیه دهم و یازدهم سوره یاسین برداشت کردهاید، بیان کنید.
آیه دهم میفرماید: «وَسَوَاءٌ عَلَیهِم أَأَنذَرتَهُم أَم لَم تُنذِرهُم لا یُؤمِنون؛ برای این گروه تفاوتی نمیکند که تو آنان را انذار کنی یا نکنی؛ اینان ایمان نخواهند آورد.» همین مفهوم در سوره بقره نیز آمده است. در آیه دیگر توضیح میدهد که انذار برای چه کسانی مؤثر است: «إِنَّما تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکرَ وَخَشِیَ الرَّحمٰنَ بِالغَیبِ فَبَشِّرهُ بِمَغفِرَةٍ وَأَجرٍ کَریمٍ؛ تو فقط کسی را میتوانی هشدار دهی که از این یادآوری الهی (قرآن) پیروی کند و در نهان از خداوند رحمان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی گرانبها بشارت ده.»
بنابراین، انذار فقط زمانی نتیجه دارد که دو زمینه وجود داشته باشد؛ اِتّباع از ذکر که با توجه به آیات دیگر، مقصود از «ذکر» خود قرآن است؛ مانند «إِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَإِنّا لَهُ لَحافِظون» (سوره حجر، آیه ۹) و خشیت رحمان در خلوت؛ یعنی ترس و مراقبت درونی، در جایی که انسان از چشم دیگران دور است. پس به چنین کسانی باید بشارت داد؛ بشارت به مغفرت و اجر کریم.
و اما نکتههای آیه:
مراد از «ذکر» در این آیات، قرآن است. این معنا با آیات دیگر تأیید میشود.
گروهی از کفار و مشرکان هرگز قابل هدایت نیستند و هشدار پیامبران در آنها تأثیری ندارد، چنانکه در سوره بقره نیز آمده است: «إِنَّ الَّذینَ کَفَروا سَواءٌ عَلَیهِم أَأَنذَرتَهُم أَم لَم تُنذِرهُم لا یُؤمِنون؛ کسانی که کافر شدند، برایشان تفاوت نمیکند که آنان را از عذاب الهی بترسانی یا نترسانی؛ ایمان نخواهند آورد.»
در مسائل اجتماعی نباید انتظار داشت که سخن حق بر همه افراد اثر بگذارد. گاهی تصور میکنیم هرچه رهبران الهی یا بزرگان جامعه بگویند، همه باید بپذیرند؛ در حالیکه حتی پیامبران با کتاب آسمانی نیز با گروهی مواجه بودند که هیچ سخنی در آنها اثر نمیکرد. بنابراین، در امر تبلیغ نباید دلسرد شد؛ وظیفه ابلاغ است، نه وادار کردن مردم به پذیرش.
توجه به سه واژه «الرحمن»، «غیب» و «خشیت» بسیار مهم است. خشیت واقعی، ترس از خدا در نهان و دور از چشم مردم است. ممکن است در ظاهر جامعه ادعای تقوا کنیم، اما معیار اصلی تقوا آن است که در خلوت، با وجود امکان گناه، به آن دست نزنیم. این همان «خشیت بالغیب» است که سبب رسیدن به اجر کریم میشود.
تفاوت «خشیت» با «خوف»: خشیت صرفاً ترس نیست، احساسی است که وقتی انسان در برابر شخصیتی بزرگ و باشکوه قرار میگیرد، هیبت و عظمت او در دل انسان حالتی خاص ایجاد میکند. برای نمونه، وقتی در حضور شخصیتی بسیار رفیع قرار میگیریم، مانند مقام معظم رهبری، ممکن است از او نترسیم، اما هیبت و وقار او در دل ما تأثیر میگذارد؛ این خشیت است، نه خوف. خشیت نسبت به خداوند نیز همین معنا را دارد؛ هیبت و عظمت الهی در دل انسان مینشیند و او را از گناه بازمیدارد.
در آیه «إِنَّما تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکر…» یا آیه یازدهم سوره یاسین چه پیامهایی نهفته است؟
پیام اول: کسی که راه شناخت و ابزارهای فهم را از کار انداخته است، تأثیرپذیری ندارد: «سواءٌ علیهم.»
پیام دوم: گام نخست در تربیت، پذیرش و آمادگی متربی برای یاد گرفتن است، وگرنه تأثیر مربی محدود میشود. البته با این جمله که «اگر زمینه در متربی نباشد، دیگر کاری از مربی ساخته نیست» چندان موافق نیستم؛ زیرا گاهی با وجود نبود تمام شرایط، مربی با تلاش و تأثیرگذاری خود میتواند تحول ایجاد کند؛ اما در اصل، وجود زمینه در متربی و جامعه، شرط مؤثر بودن تبلیغ است.
پیام سوم: حساب اتمام حجت از حساب تأثیرگذاری جداست؛ مبلغ وظیفهاش را انجام میدهد تا حجت تمام شود، چه مردم بپذیرند و چه نپذیرند. پیامبر باید کار پیامبری خود را انجام دهد، حتی اگر اثر آشکاری دیده نشود.
پیام چهارم: قرآن که در این آیه «ذکر» نامیده شده، یادآور فراموششدهها و بیدارکننده فطرت خفته انسان است. یکی از دلایل نامگذاری قرآن به «ذکر» این است که ما را به یاد حقیقتهای فراموششده میاندازد.
پیام پنجم: از عبارت «خَشِیَ الرَّحمن» میفهمیم که رحمت گسترده الهی نباید موجب بیپروایی شود. نباید به بهانه رحمان و رحیم بودن خدا، دچار سوءاستفاده و راحتی بیجا شویم. در اینجا هم خشیت مطرح است و هم رحمت؛ یعنی ترس آمیخته با معرفت، در کنار مهربانی خدا.
پیام ششم: نشانه ایمان و خشیت واقعی، پروا داشتن در نهان است: «خشِیَ الرَّحمنَ بالغَیب.» تأکید آیه بر غیب نشان میدهد که تقوای پنهانی معیار اصلی است، نه رفتارهای ظاهری.
پیام هفتم: مؤمن در برابر خداوند ترسی آمیخته با عظمت دارد. این ترس، ترس از ذات خدا نیست؛ بلکه از کوتاهی خود در برابر عظمت اوست. خشیت، حالتی شبیه به هیبت است، نه ترس معمولی.
پیام هشتم: بیم و امید باید در کنار هم باشد. خشیت و رجاء دو بال حرکت مؤمن هستند؛ همانگونه که در این آیه نیز جمع خوف و رجاء دیده میشود.
پیام نهم: ابراز خشیت و تظاهر به خداترسی نادرست و مردود است. نباید ریاکاری کرد و خود را اهل تقوا نشان داد. اگر خداترس هستیم، باید در پنهانی و تنهایی باشیم، نه با نمایش و ظاهرسازی.
پیام دهم: وظیفه پیامبران، هم انذار است و هم تبشیر؛ هم هشدار و هم امید. «إِنَّما تُنذِرُ» یعنی هشدار و «فَبَشِّره» یعنی بشارت. در اینجا نیز جمع خوف و رجاء کاملاً دیده میشود.
پیام یازدهم: کسی سزاوار بشارت به مغفرت و اجر کریم است که تحتتأثیر هشدار پیامبران قرار گرفته و پیرو آن باشد: «مَنِ اتَّبَعَ الذِّکر.» صرف ادعا کافی نیست؛ عمل و پیروی لازم است.
پیام دوازدهم: قرآن که در این آیه «ذکر» نامیده شده، کتاب یاد، تذکر و درمان غفلت است. کارکرد اصلی آن، بیدار کردن انسان از خواب غفلت است.
پیام سیزدهم: نتیجه پیروی از ذکر، رسیدن به خشیت الهی است: «اتَّبَعَ الذِّکر» و «خَشِیَ الرَّحمن.» اگر بهدنبال خشیت حقیقی هستیم، باید پیرو قرآن باشیم؛ بدون پیروی از قرآن، خشیت الهی شکل نمیگیرد.
و نکته پایانی: واژه «إِنَّما» در «إِنَّما تُنذِرُ» مفهوم حصر دارد؛ یعنی فقط کسی از انذار بهرهمند میشود که هم پیرو ذکر باشد و هم خشیت بالغیب داشته باشد. چنین فردی است که شایسته بشارت به مغفرت و اجر کریم میشود.
درباره آیه ۱۲ سوره یاسین و تفسیر آن توضیح دهید.
این آیه میفرماید: «إِنّا نَحنُ نُحیِ المَوتى وَنَکتُبُ ما قَدَّموا وَآثارَهُم وَکُلَّ شَیءٍ أَحصَیناهُ فی إِمامٍ مُبین؛ بیگمان ما خود مردگان را زنده میکنیم و آنچه را که از پیش فرستادهاند، همراه آثار آن مینویسیم و هر چیزی را در کتابی روشن بهدقت شمارش کردهایم.» در این آیه، دو دسته عمل مورد ثبت قرار میگیرد: «ما قَدَّموا»، اعمال مستقیم و انجامشده انسان؛ «وَآثارَهُم»، پیامدها و اثرات باقیمانده اعمال، چه مثبت و چه منفی.
عبارت «فی إِمامٍ مُبین» را برخی مفسران به معنای کتاب روشن دانستهاند. برخی نیز آن را بر شخصیت تأویل کرده و گفتهاند یکی از مصادیق آن در روایات، حضرت علی(ع) است. در هر حال، معنای عمومی آن «مرجع، کتابی جامع و روشن» است.
نکتههایی که میتوان برداشت کرد، عبارت است از:
ثبت همه اعمال: هر آنچه از انسان سر میزند، در پرونده اعمال او ثبت میشود و در قیامت در قالب کتاب در اختیار فرد قرار میگیرد.
سه نوع کتاب در قرآن آمده است: کتاب شخصی: «اِقرَأْ کِتابَکَ» (سوره اسراء)؛ کتاب جمعی امتها: «کُلُّ أُمَّةٍ تُدعى إلی کِتابِها» (سوره جاثیه) و کتاب جامع یا دفتر کل: «کُلَّ شَیءٍ أَحصَیناهُ فی إمامٍ مبین» که همان لوح محفوظ نیز نامیده میشود.
کاربرد واژه امام: گاهی در قرآن به معنای کتاب آمده است: «وَمِنْ قَبْلِهِ کِتابُ موسى إِماما وَرَحْمَةً؛ و پیش از قرآن هم کتاب موسی پیشوا و رحمت بود.» (سوره هود/ آیه ۱۷) گاهی به اشخاص اطلاق شده است، مانند آیه ۱۲۴ سوره بقره که میفرماید: «وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ؛ و هنگامی که ابراهیم را پروردگارش به اموری آزمایش کرد، پس او همه را بهطور کامل به انجام رسانید، پروردگارش فرمود: من تو را برای همه مردم پیشوا و امام قرار دادم. ابراهیم گفت: و از دودمانم نیز پیشوایانی برگزین. فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد.» در روایات، حضرت علی(ع) یکی از مصادیق «امام مبین» معرفی شده که همه علوم نزد اوست. این بحث در تفاسیر ولایی تفصیل بیشتری دارد.
بسیاری از مفسران، «امام مبین» را همان لوح محفوظ دانستهاند که امالکتاب نیز نامیده میشود؛ کتابی که همه مقدرات و دانستنیها در آن ثبت است و چون همگان تابع قوانین نوشتهشده در آن هستند، «امام» نامیده شده است.





ثبت دیدگاه