سیوچهارمین نشست از سلسله جلسات مقالات شمس تبریزی با عنوان «شمسپژوهی» که به همت مهدی فردوسی مشهدی، دینپژوه و استاد دانشگاه در فضای مجازی برگزار میشود، در قالب سومین نشست «آیات مقالات» به مناسبت ماه مبارک رمضان، سوم اسفندماه، به شرح و تفسیر و توضیح آیهای دیگر مندرج در مقالات شمس ناظر بود.
فردوسی مشهدی در این جلسه به شرح برداشتی تفسیری از شمس تبریزی در مقالات پرداخته است که با توجه به آیه ۹ سوره احقاف مطرح و به دوگانه «جهل» و «علم» معطوف شده است: «قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّ ما يُوحى إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلاّ نَذِيرٌ مُبِينٌ.»
به گفته وی، شمس در این بخش از مقالات، در پی پاسخگویی به این پرسش است که چرا آیه «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا» (سوره فتح، آیه ۱) نازل شد؟ به تعبیر دیگر سبب نزول نخستین آیه سوره فتح چه بود؟
پرسیدند که سبب نزول «إِنَّا فَتَحْنَا» چه بود؟ گفتم: چون این آیت نازل شد كه «وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ»؛ نمیدانم که با من چه خواهند کردن و با شما چه خواهند، ایشان جز ظاهری «نمیدانم» فهم نکردند؛ آغاز کردند طعنه کردن که پسروی کسی میکنید که نمیداند که با او چه خواهند کرد و با قوم او چه «إِنَّا فَتَحْنَا» نازل شد.
میگوید: هنگامی که آیه ۹ سوره احقاف نازل شد، کسانی به پیامبر(ص) طعن زدند و به پیروان او گفتند: شما از کسی پیروی میکنید که به صراحت میگوید: نمیدانم سرنوشتم چه خواهد بود. همچنین نمیدانم سرنوشت شما چه خواهد بود و خداوند سرانجام با من و شما چه خواهد کرد. پیامبری که آینده را نداند، چگونه پیامبری است؟ بنابراین، آیه اول سوره فتح در پاسخ به این طعن نازل شد.
اولین پرسش پس از این تقریر، این است که ربط «إِنَّا فَتَحْنَا» به این طعنه و انکار چیست؟ شمس خودش طرح بحث میکند و توضیح میدهد: در پاسخ میگوید: مقصود آن «نمیدانم» جهل و سرگردانی نیست، بلکه معنی این است که نمیدانم که پادشاه، مرا کدام خلعت خواهد پوشانیدن و كدام مُلک خواهد بخشیدن.
مقصودش این است که «نمیدانم» اینجا کارکرد خبری ندارد، بلکه کارکرد تعجبی دارد؛ یعنی «نمیدانم» بر شگفتی از عظمت جزای خداوند به خودش و منکران مخاطبش، دلالت میکند.
فردوسی مشهدی افزود: فرض کنید با کسی سالها رفاقت کردهاید و با منش و ویژگیهای اخلاقی او آشنایید، اما او در موقعیتی به رفتاری میپردازد که خلاف انتظار شماست. اگر شما در این موقعیت بگویید: «فلانی نمیشناسمت»، مقصودتان خبر دادن از نشناختن شما نیست، بلکه اگر کارکرد این جمله خبری باشد، جمله راستی هم بهشمار نمیرود؛ زیرا شما او را میشناسید؛ پس کارکرد این جمله، اظهار شگفتی است؛ یعنی تعجب شما از ناسازگاری آن رفتار با منش او.
به تعبیر شمس در دنباله همین برداشت و توضیح، «نمیدانم» در این آیه، «نادانی نباشد بلکه این مبالغه باشد در بزرگی و بینهایتی آن عطا؛ چنانکه جای دیگر میفرماید: «وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ.»
او به دو مصداق از تعابیر «ما ادراک» در قرآن اشاره کرده است. این تعبیر که ۱۳ بار در قرآن آمده است، بر پوشیدگی و پیچیدگی موضوع و شگفتی از بزرگی آن دلالت میکند.
فردوسی مشهدی با شرح لغوی و محتوایی پارهگفتار برگزیده از مقالات شمس، به موضوع جهل و علم پیامبران پرداخت و افزود: پیامبران (رسولان) به تصریح قرآن بشری زمینی همچون دیگر انسانها بهشمار میروند که البته میتوانند با آسمان مرتبط شوند. بنابراین، از این دید که انسانی همانند دیگرانند، از هیچ علم غیبی برخوردار نیستند، بلکه علم غیب آنان فقط از مسیر آسمان به آنان افاضه میشود. به تعبیر قرآن هیچ کس جز خداوند در هستی، «غیبدان» نیست (نمل، ۶۵) و به پیامبر هم میگوید: به مردم بگو که من غیب نمیدانم (انعام، ۵۰) که اگر غیب میدانستم، منافع بیشتری را بهسوی خودم جلب میکردم و مضارّ را از خودم دفع میکردم (اعراف، ۱۸۸)، من فقط تابع وحی و پیام آسمانم و فقط خداوند کلید درهای بسته غیب را در دست دارد (انعام، ۵۹) و البته اگر بخواهد به من هم از غیب اخبار میکند (اعراف، ۱۸۸)؛ چنانکه میگوید: تو در فلان زمان و مکان نبودی، اما آگاه باش که ماجرا چنین بود (یوسف، ۱۰۲) یا با توجه به آگاهیبخشی او میتوانم بگویم شما دیشب چه چیزی خوردهاید یا در خانههایتان چه چیزی را کجا گذاشتهاید (آلعمران، ۴۹). بنابراین، علم نداشتن رسول خدا(ص) درباره گذشته و آینده فقط به خواست خدا به علم درباره گذشته و آینده بدل خواهد شد.
جلسات شرح مقالات شمس در بستر فضای مجازی برگزار میشود و علاقهمندان برای اطلاع از محتوای برگزیده و زمان برگزاری جلسه، میتوانند به نشانی «eitaa.com/Shams_Quotes» یا «t.me/Shams_Quotes» در پیامرسانها مراجعه کنند.





ثبت دیدگاه